به وبلاگ عشق رو میپسندم خوش اومدید لطفا نظر خودرا بگزارید و کپی نکنید

اسلایدر

میپسندم عشق رو
میپسندم عشق رو

میپسندم عشق رو

سلام خوبید یه چیز رو میخواستم بگم عشق رو با هوس اشتباه نگیر !!!!!!

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 16:26 توسط رضا موثر وtanha man|

داشتی !

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 16:25 توسط رضا موثر وtanha man|

عشق عشق

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 16:24 توسط رضا موثر وtanha man|

برایدیدین جمله زیر بر روی ان تا اخرین خطش موس را نگه داشته باش

 

 

عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان


عشق یعنی معنی رنگین کمان


عشق یعنی شاعری دل سوخته


عشق یعنی آتشی افروخته


عشق یعنی با گلی گفتن سخن


عشق یعنی خون لاله بر چمن


عشق یعنی شعله بر خرمن زدن


عشق یعنی رسم دل بر هم زدن


عشق یعنی یک تیمم,یک نماز


عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 16:19 توسط رضا موثر وtanha man|

 

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.

در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.

در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.

روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.

دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.

دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.

زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.

زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.

مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟

پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟

مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.

پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟

پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟

کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود :

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.
رضا موثر :::خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 16:18 توسط رضا موثر وtanha man|

مشخصات یک پسر عاشق !

 

پسری که خاطرخواه شماست (آخ کجایی خاطرخواه !) و واقعاً شما را دوست داره، دست به این کارا می زنه سعی می کنه خیلی از اوقات خودش رو با شما بگذرونه،حتی زمانی که فرصتش کم باشه با شما شوخی می کنه ، سعی می کنه با ادای یکسری کلمات ،محبت و دوستی خودش رو نشون بده (مثلا می گه اگه بد خواه مدخواه داری جون دادا بگوها)، حرفای زیبا و قشنگ می زنه سعی می کنه روی شما تأثیر خوب بگذاره ، هی می خواد به شما کمک کنه در جمع دوستان رفتار و برخورد خیلی بهتری با ماداره مرتب به دنبال شما می گرده یا ازدوستان سراغ تو رو می گیره و گاهی از دوستانت یکسری سوالات درباره تو می پرسه ا گر مسئله ای پیش بیاد از شما حمایت و دفاع می کنههر وقت به او احتیاجی داشته باشی ، از کمک و پشتیبانی دریغ نمی کنه یکسری جملات و کلمات جدی به شما می گوید ، مثلاً “ای کاش مال هم بودیم اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ می زنه که با شما صحبت کنه بدون اینکه حرف یا مطلب خاصی را بخواهد به شما بگویدتوی چشمات خیره می شه اما وقتی ازش می پرسی ، دلیلش را نمیگوید  وقتی با هم هستید ، شاد و شنگول می باشد ، می خنده و سعی می کنه تو را هم بخندونه و شاد کنه ا گرامکانش باشه تا سر کلاس یا دم در خونه تو را همراهی می کنه اگه با هم هستین ، احساس راحتی میکنی و خیلی پر حرف میشیسعی می کنه آروم بهت دست بزنه و گاهی هدیه های کوچکی بهت می ده برات نامه میده یا ایمیل می فرسته اگر ازش بخوای که یک جایی بروید که او معمولاً نمی ره ، یا ارش بخوای کاری انجام بده که معمولاً انجام نمی ده ولی به خاطر شما، اینکار رو می کنه و در آخر ، یک مرتبه حس می کنی که تازگی ها خیلی تو دل برو ، مهربان و دوست داشتنی شده و دلت بیشتر براش تنگ می شه اینها همه نشانه این است که هر دو شما به هم علاقه دارین 

رضا موثر

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 16:17 توسط رضا موثر وtanha man|


مشخصات یک خانوم عاشق !

 

خانمی که خاطر خواه شما بشه و واقعاً شما رو دوست داشته باشه اگه از ایل و تبار واتو واتو های اصیل باشه دست به این کارا می زنه سعی می کنه دیدن شما لطمه ای به بقیه کاراش نزنه تا اونجایی که ممکنه به خاطر شما به دلیل غیبت سر کلاساش یه درسش حذف بشه اگه باهاش شوخی های بد بد و خودمونی کنین همچین ضایعتون می کنه اما دو دقیقه بعد خودش یه شوخی بدتر می کنه و شما رو دچار سردرگمی می کنه و گیجتون می کنه قشنگ ترین حرفی که ممکنه به شما بزنه اینه ” مگه خودت خوار و مادر نداری؟ یه چیزی رو واسه شما خریده و بدون اینکه بهتون بگه اونو نشونتون می ده و نظرتونو می پرسه اگه خوشتون بیاد مگه واسه بابام خریدم اما خوب ماله تو تو فرهنگ لغت این دختر یادگاری وجود نداره . اما شما می تونید این کلمه رو به این فرهنگ غنی اضافه کنید و در اصل این یه فرصت طلایی واسه شماست سعی می کنه با کارایی که می کنه صدای شما رو دربیاره و اگه این قدر احمق باشید که اعتراض کنید با چشمانی معصوم پر از اشک (که یه برق شیطونی توشه) و لبای آویزون با گردنی کج ازتون می خواد که اونو همین طور که هست قبول کنید سعی می کنه کمکتون کنه تا دوست دخترای جدیدی پیدا کنید که اگه تو این دام بیفتید هم اون و همه دخترای اطرافتون ، همه رو از دست دادین.(بچه ها مواظب باشین در جمع دوستان شما رو “عزیزم” خطاب می کنه و مثل یه مامان مواظب شماست که نکنه یه وقت یه چیزی بخواین اما تو خلوت خودتون به شما می گه “اوی خره هیچ وقت حتی اگه در حال مردن هم باشه سراغتونو از کس دیگه نمی گیره مگر اینکه کاری جدا از دوستیتون با شما داشته باشه که در اون صورت حتی اگه زیر سنگی که زیر پای یه فیل هستش قایم شده باشین میاد فیل رو فراری میده و سنگ رو بر می داره و بیرونت میاره و گوشت رو می کشه اگه یه وقت مسئله ای پیش بیاد اصلا این زحمت رو به خودش نمی ده که خودشو قاطی کنه یا واسه شما حرص بخوره یا از شما دفاع کنه اما تو خلوت خودش روزی چهار تا دیازپام می خوره اگه یه وقتی از دست شما ناراحت بشه به روتون نمیاره و جوری رفتار می کنه که انگار نه انگار.اما وای به حالتون اگه یه روزی این آتشفشان فروان کنه. (انا لله و انا علیه راجعون هر وقت بهش احتیاج داشته باشی کمکت می کنه فجیع همه جوره .چون دیگه در این مورد نمی تونه جلوی خودشو بگیره. (بابا ناسلامتی عاشقه ها یکسری جملات و کلمات جدی به شما می گوید ، مثلاً “ای کاش یکی پیدا می شد من عاشقش بشم”. اگه باهوش باشین می فهمید این موقع باید چی کار کنید اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ می زنه که با شما صحبت کنه و واسه این کارش هزار تا بهونه و دلیل محکم پیدا می کنه توی صورتت خیره می شه اما یهو میگه چرا ابروهاتو ور می داری؟ خیلی ضایع تابلوه! یا چرا موهات رو این قدر کوتاه کردی؟ وقتی با هم با دوستانتون هستید ، شاد و شنگول هستش ، می خنده و سعی می کنه تو را هم بخندونه و شاد کنه. اما اگه تو یه مکان خلوت باشید اگه از دیوار صدا در اومد از اونم صدا می شنوید اگرامکانش باشه تا سر کلاس یا دم در خونه تو را تعقیب می کنه بدون اینکه متوجه بشین اگه با هم هستین، احساس راحتی میکنی و دلت می خواد بپری یه ماچ گنده و آبدار از لپاش بگیری. (اوووی چایی نخورده زود پسرخاله می شی ها خیلی راحت دست تو رو میگیره و راحتم ول می کنه اما سعی نکن دست اون به زور تو دستات نگه داری که فکر می کنه داره زندونیه تو می شه و تو حکم یه زندون بان رو واسش پیدا می کنی برات نامه میده یا ایمیل می فرسته و از کارای ضایع که انجام داده یه داستان طنز برات می نویسه تا تورو بخندونه. تمام این کارا رو به این دلیل انجام می ده که خودشو بهتر به تو بشناسونه اگر ازش بخوای که یک جایی بروید که او معمولاً نمی ره ، یا ارش بخوای کاری انجام بده که معمولاً انجام نمی ده سرتون حسابی منت می زاره اما تو دلش با دمش گردو می شکنه. ( تو جون بخواه کیه که بده هیچ  وقت و هرگز (تاکید می کنم) از کسی راجع به علاقه شما نسبت به خودش نمی پرسه هیچ وقت و بازم هرگز دو ساعت آسمون ریسمون نبافین که ازش بپرسین شما رو دوست داره یا نه؟ یا دوستاتونو بفرستین جلو.هرگز. بهتر این کارو تو یه جای خلوت و بدون هیچ  مقدمه ای ازش بپرسین البته ممکنه سک سکش بگیره.اما اگه همچین چیزی باشه فوراً و با پرویی تمام می گه که عاشقشما شده خیلی خفن. البته این کارم بهتره بعد از چند ماه یا حتی یک سال بعد از آشنایتون انجام بدین.البته بازم اگه خودتون اونو دوست دارین و در آخر ، یک مرتبه حس می کنی که تازگی ها خیلی به شما بی محلی می کنه و سعی می کنه ازتون دوری کنه ولی شما دلت بیشتر براش تنگ می شه.در این صورت حتماً جفتتون تو دام هم افتادید. مبارکه. شیرینی ما یادتون نره
رضا موثر

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 16:16 توسط رضا موثر وtanha man|

عاشق واقعی کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یک عاشق واقعی بیشتر خصوصیات زیر را دارد: 1.تقریباً به بلوغ کامل جسمی ، عقلی و احساسی رسیده است. 2.خود را تقریباً به طور کامل و محبوب را تا حدود زیادی می شناسد و می داند یک انسان سالم چه ویژگی هایی دارد. 3.به فکر خوشبختی معشوق است بدون این که توقع داشته باشد چیزی بدست آورد. 4.از روی نادانی ، نگرانی ، ناتوانمندی و نیازمندی محبت نمی کند. 5. عشق و محبت بی قید و شرط دارد و انتظار پاسخ و واکنش مقابل ندارد. 6. از ابراز احساست خود نگران نمی شود. 7. بهترین ها را برای محبوب و معشوقش می خواهد. 8. محبوب را در اولویت اول قرار می دهد ولی خود را فراموش نمی کند. 9. رابطه صمیمی و برابر برقرار می کند. 10. در ارتباطش دروغ ، تزویر ، ریا و کتمان کاری ندارد. 11.به محبوب و معشوق خود اطمینان و اعتماد دارد. 12. محبت و عشق را گدایی نمی کند. 13.محبوب را همانطور که هست می پذیرد و دوست می دارد و هرگز سعی در کنترل و یا تغییر او نمی کند. 14.تفاوتها را می شناسد و می پذیرد و در اصلاح اختلافات و تقویت رابطه مسئول و فعال است. 15.متعهد ، مسئولیت پذیر ، وفادار و صادق است. 16.چیزی را از محبوبش مخفی نمی کند. 17. اگر چه از لحظه لحظۀ بودن با معشوق احساس رضایت و خرسندی می کند ولی به زمان های تنهایی و با خود بودن نیز باور داشته و احترام می گذارد. 18.علاوه بر استقلال فردی و حفظ حریم خصوصی از اتکاء به یکدیگر خشنود و خرسند است. 19. هیچگاه در ابراز احساست و نظرات خود قصد سرزنش ، توبیخ ، تمسخر و بی احترامی ندارد. 20. اگر چه سعس می کند که بهترین باشد ولی هرگز از خود اقعی اش خارج نمی شود و نقش بازی نمی کند. 21. اگر چه با معشوق خود را کامل و در اوج قله ها می یابد ولی بدون معشوق خود را گم شده ، ناتوان و یا تنها نمی بیند و نمی داند. نکته : هم چنان که دریافت می شود عشق واقعی یک شبه بوجود نمی آید ( حداقل چند ماه ) بلکه با آن نگاه آتشین اول جرقه اش زده می شود ، با شناخت تقریباً کامل یکدیگر و ایجاد صمیمیت ( احساس عاطفی ، عقلانی ، ادراکی ، عرفانی و ... ) شکل می گیرد و با ارتباط جنسی ( بعد از ازدواج ) به اوج می رسد و با تعهد و مسئولیت پذیری کامل می شود و با باغبانی و نگهداری همیشه زنده و تر و تازه می ماند و در این مرحله است که ویژگیهای ذکر شده در بالا در مورد عشق واقعی صدق خواهد کرد ( آنهم در هر رابطه ای دارای شدت و ضعف متفاوتی است. ) و اینگونه زوجی خوشبخت و صمیمی در خانواده ای سالم بنا نهاده می شود .همین ومطالب زیاد

رضا موثر

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 16:12 توسط رضا موثر وtanha man|



      قالب ساز آنلاین